تبليغاتX
absolute; visibility: hidden; height: 11; width: 11;">
JavaScript Codes تردید

تردید

عکس طنزوشوخی شعر

روزی مردی در خواب می بیند که پیش فرشتگان رفته و به کارهای آن ها نگاه می کند ، گروه بی شماری از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه ها می گذارند. مرد با حیرت از فرشته ای پرسید: شما چه کار می کنید ؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد ، گفت : « این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.»

مرد کمی جلوتر رفت ، گروه دیگری از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید: شماها چه کار می کنید ؟

یکی از فرشتگان با عجله گفت:« این جا بخش ارسال جواب است ، ما الطاف و اجابت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم .»

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته !

مرد با حیرت از فرشته پرسید: شما این جا چه می کنید و چرا بیکارید ؟

فرشته جواب داد:« این جا بخش تصدیق جواب است ، مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند!»

مرد با حیرت از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب بفرستند ؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده ، فقط کافی است بگویند « خدایا شکرت >>

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:35  توسط الهه  | 

این چه کار است ای خدای شهر و ده؟!

 

پیر مرد بخت برگشته! در روزگار مسکنت و نداری کسی دو فرزند داشته باشد هر دو نیز بیمار.یکی دوا بخواهد و دیگری پزشک.کار یکی آه و دیگری سرشک،آن پیر مرد بیچاره اینگونه بود رنجور و ناتوان از پی لقمه ای نان از این سو به آن سو.راستی هیچ مزه ی فقر را چشیده اید؟ برای پیر مرد که یک پول سیاه هم ندارد یک دو جام گندم یعنی همه چیز! گندم را در دامن خود گره زد و به راه افتاد اکنون چه فکرها برای آن نمی کند. پیرمرد در مسیر راه زیر لب کلماتی بر زبان می آورد: خدایا چه می شد گره از کارم می گشودی؟ای گره گشای بی همتا! آخر من غیر از تو که کسی را ندارم....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 18:37  توسط الهه  | 

دوستان سلام

این پست اختصاص دارد به پاسخ گویی به نظرات و سئوالات دوستان در باب مطلب قبلی. تبین و دفاع از مسائل اعتقادی و اصولی نه در بضاعت صاحب این قلم است و نه در صلاحیت او، و این نوشتار کوتاه نیز به رسم ادای وظیفه به رشته ی تحلیل درآمده است.

به یقین اگر ابعاد روحی و معنوی مسائل و امور دینی توسط اهل فن بیان گردد هر آیینه  دل های شیعیان و محبین اهل بیت هر چه بیشتر به سوی آن حضرات و دین مبین اسلام متوجه خواهد شد.

دوستان از چند منظر به این مطلب خرده گرفتند و ما سعی در رفع ابهامات ایشان داریم. اول اینکه از کجا بدانیم این مطالب و روایات صحیح و حقیقت است؟

دوستان، من به کنجکاوی و سئوالات شما ارج می نهم و شما را به خاطر پرسیدن آنها شماتت نمی کنم اما سئوال این است که « دیوار کج است یا راست؟» این مسئله را چگونه می توان فهمید؟ به وسیله ابزار مخصوص. جان کلام همین جاست که ما برای پی بردن به خرافه بودن یک مسئله چه باید بکنیم؟ از چه ابزاری باید کمک بگیریم؟

هر هدف کلی راهکارهای مناسب خود را می طلبد یکی از این راهکارها شناخت حقیقت است. گام نهادن در این مسیر کاری دشوار و دراز مدت است.

و اما پاسخی که به این شبهه وارد می شود از خود نیست بلکه مطالعه آثار بزرگان و فقهای دین است. در علم اصول فقه روایات و احادیث دارای سند و سلسله راوی است.

از دوره سید ابن طاووس و علامه حلی به بعد متاخران احادیث را بر حسب صفات راوی به 5 نوع تقسیم کردند:

1- اسناد صحیح  2- اسناد حسن  3- اسناد موثق  4- اسناد قوی  5- اسناد ضعیف

آنها در عمل به هر کدام از این انواع یا تقدیم و تأخیر بعضی بر بعضی دیگر نظرات گوناگونی دارند که مبحث مربوط به آن تخصص است و در این مجال نمی گنجد اما همین بس که بگوییم روایت مذکور دارای سند معتبر و صحیح می باشد و نمی توان هر آنچه را که با عقل جسمانی ما قابل درک نباشد را بی دلیل انکار کرد.

اما طبق سخن و گفته ی سید محمد مهدی بحرالعلوم « حدیث، یکی از 2 راهنمای رساننده انسان به سعادت است، و یکی از 2 یادگار پیغمبر اکرم است که ما را به تمسک به آن امر فرموده اند و بعد از قرآن بیشترین توجه باید معطوف بدان ها باشد.

و باید دانست که گذشتگان نیک نهاد و پارسای ما هم در جهت حفظ روایات و متن اخبار و در راه فهم دقیق آنها عمرها صرف کرده اند و زحمت ها کشیده اند.

اما برخی در برخورد با احادیث دو شیوه ی افراطی و تفریطی در پیش گرفتند و نتیجه ی این گونه قضاوت را می توان « قبول ناآگاهانه » یا « انکار ناآگاهانه » دانست که سالهاست به علم حدیث هجوم می آورد. و این بیان هم در پاسخ به کسانی که سخنان مرا یاوه تلقی می کنند. که در صورت عدم رفع ابهام مراجعه گردد به کتب تخصصی قرآن و حدیث.

همچنان که هنگام بروز بیماری جسمانی به پزشک متخصص رجوع می کنیم و یا آن هنگام که اتومبیل ما خراب و نیاز به تعمیر دارد آن را به نزد شخص مکانیک و تعمیرکار می بریم و یا در هزاران موارد مشابه دیگر. که این کار عقلانی است و غیر از آن هم انتظار نمی رود. چرا در هنگام بروز و وجود ابهام و مشکل در مسائل اعتقادی به شخص کارشناسان و متخصص مذهبی مراجعه نمی کنیم؟ آیا ترجیح می دهیم که مسئله با این اهمیت را خود حل و فصل کنیم؟

آیا این عقلانی است؟ توصیه دیگر من به دوستان این است که به یک اسلام شناس مراجعه کرده و سئوالات خود را مطرح و پاسخ مناسب و درخور دریافت دارند.

در پاسخ به ابهام دیگر که مدعی شدند مرگ عثمان در هاله ای از ابهام است؟!!

پیشنهاد می کنم که عزیزان به بررسی و مطالعه ی دقیق کتب تاریخی و اسلامی در این زمینه بپردازند و تحقیق و مطالعه ی تاریخ آن روزگاران، روزهای غدیر، روز رحلت پیامبر اکرم، انجام مراسم تدفین و تشیع آن حضرت، ماجرای سقیفه، فدک و خطبه ی فدکیه و خلافتهای 3 گانه تا امامت امیرالمؤمنین مروری داشته باشند.

و اینکه علت اجتماع انصار در سقیفه چه بود؟ مقصودشان؟ و چرا بر طبق وصیت پیغمبر عمل نشد؟ به مسجد بردن حضرت امیر و نارضایتی ایشان؟ علت سکوت ایشان؟ به آتش کشیدن درب خانه ی زهرا؟

بررسی دقیق از ماجرای سقیفه و انگیزه ی اجتماع و حضور انصار گرچه مشکل است اما محال نیست.

زيرا شواهد تاريخي كافي در اين زمينه وجود دارد وتوصيه ميكنم كه اطلاعات تاريخي و مذهبي خود از اسلام و جنگ هاو صلح ها و ... افزايش دهيد تا حقيقت بر شما معلوم گردد. و در اخر شما را توصيه ميكنم به فصيح ترين، بليغ ترين و ارزشمندترين كتاب در اسلام و آن نهج البلاغه ي حضرت امير المؤمنين علیه السلام است.

كه حضرت علي در آن كتاب در 14 جا از قتل عثمان سخن گفته اند و خطبه هايي غرّا ايراد نموده اند.

و در پاسخ به سوال ديگر كه ما مسلمانان هنوز نمي دانيم بعد از 1400 سال طريقه نماز خواندن ما صحيح است يا اهل سنت؟ بايد عرض كنم كه مت‍أسفانه شما در مسائل ديني تان اهمال مي كنيد و پاسخ و جواب اين پرسش بديهي و روشن است. اما بايد خدمت شما عرض كنم كه اين شك و ابهام هم نشأت گرفته از ناآگاهي و نگرش شما در مورد مسأله ی خلافت و اجتماع سقيفه است و همه ترديد ها در احكام و فروع دين و اختلاف در جزئيات ناشي از عدم تميیز بين خلافت و امامت است وگرنه در دين مبين اسلام همه چيز روشن است و طبق آيات قرآن هيچ گونه ترديدي در احكام اسلام نيست و هيچ يك ديگري را نقض نمي كند و شريعت مقدس اسلام همه بر مبناي نبوت حضرت ختمي مرتبط محمد مصطفي«صلي الله عليه و اله » است و خاتميت ايشان به معناي افضليت است و تبين قرآن يكي از شئون پيغمبر است اما ناگفته پيداست كه اگر سنت به تبين قرآن نيايد، تمام گره هاي بسته ي قرآن، همچنان فروبسته مي ماند. حتي كيفيت اداي نماز و روزه، اما عمر پيامبر نيز محدود است و حكمت خداوند اقتضا مي كند كه تمام شئون پيامبر به جز نبوت كه به حضرتش ختم شد به جانشين به حق او منتقل شود. به هر حال نياز به ولايت امام معصوم در لحظه لحظه ي زندگي فردي و اجتماعي انسان يافت مي شود و اين حكمت الهي را پيامبر توسط حديث متواتر ثقلين به امت ابلاغ فرمود و هدايت فرد و جامعه را تا قيام قيامت در تمسك توأم به قرآن و عترت دانستند. خدا نكند كه در قلبتان در باره ي ائمه اطهار شبهه اي باشد و در مقدم دانستن آنها به ديگران در روحتان حائلي پديد آمده باشد چه اينكه در اين صورت وضع آن ها بسيار روشن است. آنان برترين هاي عالم اند و علوم پيامبران پيشين را به واسطه ي پيامبر اسلام به دست آورده اند و ولايتشان شرط قبولي اعمال است و اگر ولايتشان نباشد هيچ عملي از هيچ كس پذيرفته نيست. به خاطر اينان است كه خلايق روزي ميخورند به خاطر اينان است كه آسمان به روي زمين نمي افتد و زمين اهلش را فرو نميبرد.

و از شما دوستان گرامی می خواهم که در افکار و اندیشه های خود تجدید نظر کنید، مبادا که دوران دانشجویی و محیط دانشگاهی بر ما تأثیر سوء بگذارد. مایی که از فضای بسته ی مدرسه وارد فضای باز دانشگاه شدیم. در دانشکده ها وضع چندان جالب نیست. بازار غرور و نخوت  پرمشتری است. اسباب غفلت فراوان و فراهم. در دانشگاه علم آن چیزی است که از فلان کتاب مرجع اروپایی یا فلان مجله آمریکایی ترجمه می شود.

اما از علوم اهل بیت، دانش یقین بخش آسمانی آنها کمتر سخن به میان می آید و کارکرد دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام صرفاً به جهت جبران کسری معدل دانشجویان است و بس.

و اما مدینه ی فاضله ی حیات بشر ظهور آن امام موعود است که دین را بدون کژی و ناراستی به بشر عرضه می نمایند. به امید آن روز.

یا حق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 11:26  توسط الهه  | 

مهریه ی آسمانی

 

بعد از مراسم خواستگاری  حضرت علی از صدیقه ی طاهره پیامبر فرمودند یا علی:برای مهریه ی دخترم چه می دهی؟حضرت فرمود اسب و شتر و زره خود را.طبق صحبتهایی مقرر شد که حضرت زره خود را بفروشد وپول آن را نزد پیامبر بیاورد.

حضرت برای فروش به بازار رفت در آنجا شخصی نزد امیرالمومنین آمد و پرسید:این زره را برای فروش آوردی؟حضرت:آری.گفت به چه قیمتی؟ حضرت فرمود:پانصد درهم.آن مرد پانصد درهم دادو زره را گرفت و حضرت نزد پیامبر بازگشت.پیامبر فرمود:زره را به چه کسی فروختی؟فرمودند:به مرد غریبی.پیامبر فرمود :آن مرد ناشناس جبرئیل بود و زره را برایم آورد.و پیامبر زره را به حضرت بازگرداندو فرمود:این شرافتی برای تو ودخترم فاطمه است.

اما حضرت زهرا عرض کرد:یا رسول الله من به همسری علی راضی ام اما مهریه ی پانصد درهم را نمی خواهم.

پیامبر فرمود خداوند خمس زمین را تا ابد مهریه ی تو قرار داده حضرت عرض کرد راضی نمی شوم. جبرئیل نازل شد وعرض کرد پروردگار بهشت را مهریه ی فاطمه قرار داده حضرت:باز هم راضی نمی شوم.پیامبر فرمود پس چه می خواهی؟حضرت چنین عرض کرد:"از خدا بخواهید که مهریه ی مرا شفاعت گناهکاران شیعیان شما قرار دهد" سپس مهریه ی آسمانی سرور زنان عالم از جانب پروردگار اینگونه تعیین شد:

             "قسمتی از بهشت تمام زمین یک پنجم دنیا رودهای نیل وفرات وسیحان وجیحان.وهرکسی  بر روی زمین قدم بردارد در حالیکه بغض شما را در دل داشته باشد هر قدمش حرام است" 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:44  توسط الهه  | 

گذرگاه

هر کلاغی فکر می کند بچه ی او مشکی تر است....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 16:19  توسط الهه  | 

هشداری به هوشیاران

 

  بعضی ها وارد زندگی ما می شوند و خیلی زود می روند

بعضی ها برای مدتی می مانند و روی قلب ما

                                       ردپایی می گذارند.....

  وما دیگر هیچ گاه همان که بودیم 

                                                           نیستیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 15:22  توسط الهه  | 

 

 

      نمی بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی  و بخاطر تمام غم هایی که به صورتم نشاندی...

نمی بخشمت بخاطر دلی که برام شیکوندی.... بخاطر احساسی که برام پرپر کردی...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 18:48  توسط الهه  | 

لحظه ها

 

 

              لحظه هاییست که انسان خسته است

      نشود سر خوش با هیچ زبان

                                           نشود خوشدل با هیچ نوا

           نکند رغبت بر هیچ کتاب

   گویی همه غم های جهان بر دل اوست

 

                                            چه کند آنکه به او این همه بیداد رسد؟؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:45  توسط الهه  | 

جواب

عزیز همیشه

جواب سلام رو با علیک بده                                                                                                   بی مهری رو با محبت                                                                                                          سردی رو با گرمی                                                                                                               نامردی رو با مردانگی                                                                                                           جسارت رو با سکوت                                                                                                            وجواب عشق چیست جز عشق؟                                                                                         همیشه جواب های هوی نیست!                                                                                          جواب خوبی رو با خوبی بده                                                                                                 جواب بدی رو هم با خوبی بده                                                                                              هیچ وقت جواب سر بالا نده                                                                                                   هیچ وقت هیچ چیزو هیچ کسو بی جواب نگذار                                                                          مطمئن باش که هر جوابی بدی یه روزی یه جوری یه جایی به تو باز می گردد....                                                

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:29  توسط الهه  | 

 

 

ای روزگار باور نکن

 

                    هرگز تو را باور کنم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 19:26  توسط الهه  |